على آقا نورى

173

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

مأمون در بخش‌نامه‌اى به رئيس شرطه خود در بغداد سخت‌گيرى خود را در جريان محنت چنين بيان مىكند كه : « ايها الناس اما بعد فان حق الله على ائمه المسلمين و خلفائهم الاجتهاد فى اقامه دين الله الذى استحفظهم و مواريث النبوة التى اورثهم و اثر العلم الذى استودعهم و العمل بالحق فى رعيتهم و التشمير لطاعة الله فيهم . . . » در اين بخش‌نامه نه‌تنها اجتهاد در اقامه دين را حق خليفه مىداند بلكه بر آن است كه جمهور مردم هيچ رأى و نظرى نداشته و نبايد ابراز كنند چرا كه آنها اهل جهالت‌اند و از حقايق دين ، قواعد توحيد و ايمان اطلاعى ندارند . « 1 » برخوردهاى برخى از خلفاى عباسى با امامان شيعه و پاسخ آن بزرگواران ، دليل خوبى بر اين مدعاست . « 2 » البته تلاش عباسيان بر اثبات و اعلام برترى تاريخى و مذهبى خويش براى ميراث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و تطبيق خاندان خود به عنوان شايسته‌ترين مصاديق اهل بيت ، يك روى سكه بود . اقدام اساسى ديگر آنها را مىتوان در كم‌رنگ ساختن نقش اهل بيت و تقويت و ترويج و پناه‌جويى به ديگر رقيبان فكرى و مذهبى تشيع و امامان شيعه جست‌وجو كرد . « 3 »

--> ( 1 ) . همان ، ج 7 ، ص 195 . ( 2 ) . براى اطلاع از نمونه‌هايى از آن نك : مجلسى ، ج 48 ، ص 126 به بعد ؛ طبرسى ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 335 ، 343 - 353 ؛ صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 79 ، 84 ، 85 ، 207 ، 217 . شايد تأكيد امامان شيعه در عصر عباسيان دربارهء جايگاه و شأن الهى امامت و تبيين شرايطى چون نص و برخوردارى امام از علم لدنى را بتوان تاحدود زيادى ناظر به ادعاهاى عباسيان در اين‌باره دانست . همچنين حساسيت مضاعف خلفاى عباسى نسبت به علويان و از آن بيشتر امامان شيعه و جاسوس‌گذارى براى آنها را مىتوان تا حدود زيادى ناشى از رقابت مذهبى آنان بر سر موضوع امامت و خلافت دانست . نك : حسن شبر ، شذرات سياسية من حياة الائمه ، ص 174 - 180 . ( 3 ) . جاسم حسين ، تاريخ سياسى عصر غيبت ، ص 65 - 70 ، وى در آنجا مواردى را گزارش مىكند كه عباسيان حتى حاضر به تقويت زيديه در قبال اماميه بودند . همچنين نك : جعفريان ، حيات سياسى فكرى امامان شيعه ، ص 336 و 333 و 332 ؛ عباس اقبال ، ص 69 - 71 ، اسد حيدر ، الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 1 ، ص 315 ، 481 .